شماره مطلب: 12137

سه گانه مفهومی مبنای پيشرفت نظام اسلامی از منظر رهبری

آنچه که موجب مي‌شود ما الگوى غربى را براى پيشرفت جامعه‌‏ى خودمان ناکافى بدانيم در درجه‏ى اول اين است که نگاه جامعه‌‏ى غربى و فلسفه‏‌هاى غربى به انسان ‌‌ـ البته فلسفه‌‏هاى غربى مختلف‌‌اند، اما برآيند همه‌‏‌ي آن‌‌ها اين است‌ـ‌ با نگاه اسلام به انسان، به کلى متفاوت است؛ يک تفاوت بنيانى و ريشه‌‏اى دارد. لذا پيشرفت، که براى انسان و به وسيله‌‏ى انسان است، در منطق فلسفه‏‌ى غرب معناى ديگرى پيدا مي‌‌کند، تا در منطق اسلام
نسخه مناسب چاپ

مقام معظم رهبري در سالهاي اخير، در حوزه اقتصاد مقاومتي يک «سه گانة مفهومي» را مطرح کردند که نام اين سه گانة مفهومي را مي توان «مبناي اقتصادي انقلاب اسلامي» گذاشت. بخش اول؛ اين سه گانه، «الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت» است که در واقع يک الگو و نظام جديد برنامه ريزي بوده، نظرية جديد در حوزه اقتصاد نيست و در همة پيشرفت است. البته اين صرفا حوزه‌هاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي مرتبط خواهد بود. بخش دوم؛ اين سه گانة مفهومي، «جهاد اقتصادي» است که يک رويکرد فرهنگي به اقتصاد دارد. بخش سوم؛ اقتصاد مقاومتي است. نوشتار پيش رو تبييني است کوتاه از بخش اول و دوم اين سه گانه که شامل الگوي اسلامي ايراني پيشرفت و جهاد اقتصادي مي شود.

 

الف) الگوي اسلامي ـ ايراني پيشرفت

تدوين الگوي اسلامي ايراني پيشرفت كه به تعبيرمقام معظم رهبري در حكم ريل گذاري نظام اســت، دردهه چهارم انقلاب يك ضرورت اجتناب ناپذيراســت. در اين الگو، خلاف الگوهاي غربي، مسائلي از جمله بعد روحاني انسان و اينكه اين الگو خواستار تحقق حيات طيبه اســت كه در آن انسان خليفه خداســت، مطرح مى شود. اگردر طول تاريخ فلاسفه بزرگــي مدينــه فاضله را به عنوان هــدف طراحي كرده اند امادر ايــن الگومدينه فاضله وسيله اي است براي رسيدن انسان به كمال مطلوب كه همان مقام قرب الهي است.

۱- «ساخت مادي» توسعه و «ساخت معنوي» پيشرفت

بين پيشــرفت و توســعه تفاوت هايي وجوددارد. پيشرفت از نظركيفي، فاصله گرفتن از الگوهاي غربي اســت. الگوي غربي ّكمي اســت ولي الگوهاي مادر عين كميت، كيفيت هم دارد، به اين معني كه الگوهاي غربي بيشــتر در فضاي انسان شناسي، جامعه شناسي وتمدن غربي قراردارد، ساخت غالب برآن، ساخت مادياست. پس معناي توسعه از نظر غرب، برنامه ريزي براي ســاخت بعد مادي است وآنچه اين تمدن را به جلو برد بعد مادي انسان است. اومانيسم به عنوان يكي از مباني اين الگوها انسان را از حقيقت قدسي و ملكوتي خودش دور كرده است. اما در الگوي اسلامي ايراني پيشرفت تمام چيزهايي كه براي اين انسان درنظرگرفته مي شود، همه دور يك محور مي چرخد كه آن، محور توحيد اســت و به نگاه توحيدي به انسان مي شود و ارزش هاي انسان بر اساس همان ارزش هاي توحيدي تعريف مي شــود. البته در اين الگو دركنار ساخت قدسي، ساخت مادي نيزديده شده است. پس يك تفاوت اين الگو با الگوهاي غربي اين اســت كه در الگوهاي غربي، ســاخت مادي غلبه دارد و انسان يك وجهي ديده مي شود ولي در الگوي توحيدى، انسان، جامعه و تمدن ساختي روحاني و معنوي دارد.

اولاً کلمه‌ى پيشرفت را ما با دقت انتخاب کرديم؛ تعمداً نخواستيم کلمه‌ى توسعه را به کار ببريم. علت اين است که کلمه‌ى توسعه يک بار ارزشى و معنايى دارد؛ التزاماتى با خودش همراه دارد که احياناً ما با آن التزامات همراه نيستيم، موافق نيستيم. ما نمي‌خواهيم يک اصطلاح جاافتاده‌ى متعارف جهانى را که معناى خاصى را از آن مي‌فهمند، بياوريم داخل مجموعه‌ى کار خودمان بکنيم. ما مفهومى را که مورد نظر خودمان است مطرح و عرضه مي‌کنيم؛ اين مفهوم عبارت است از پيشرفت

رهبر فرزانه‌ي انقلاب هوشيارانه نوع «توسعه تک بعدي » يعني توسعه صرفا مادي و سکولار را برنمي‌تابند و در مقابل آن، مفهوم «پيشرفت» را مطرح مي‌کنند؛ پيشرفتي همه‌جانبه و جامع که همه‌ي شئون جامعه، اعم از مباحث فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي را در بر گيرد و اخلاق و معنويت آن برگرفته از فطرت توحيدي انسان باشد. براي اين منظور نيز ايشان در تبيين عبارت «پيشرفت» مي‌فرمايند: «اولاً کلمه‌ى پيشرفت را ما با دقت انتخاب کرديم؛ تعمداً نخواستيم کلمه‌ى توسعه را به کار ببريم. علت اين است که کلمه‌ى توسعه يک بار ارزشى و معنايى دارد؛ التزاماتى با خودش همراه دارد که احياناً ما با آن التزامات همراه نيستيم، موافق نيستيم. ما نمي‌خواهيم يک اصطلاح جاافتاده‌ى متعارف جهانى را که معناى خاصى را از آن مي‌فهمند، بياوريم داخل مجموعه‌ى کار خودمان بکنيم. ما مفهومى را که مورد نظر خودمان است مطرح و عرضه مي‌کنيم؛ اين مفهوم عبارت است از پيشرفت.» (۱۰/۹/۸۹)

۲- چرايي ضرورت پيشرفت با مفهوم اسلامي

تأکيد بر استفاده از واژه‌ي «پيشرفت» با مفهوم اسلامي‌ـ ‌ايراني در لسان رهبر معظم انقلاب به خاطر جلوگيري از افتادن الگوي پيشرفت در پارادايم توسعه است و لذا ايشان درباره‌ي ضرورت آن مي‌فرمايند: «چرا لزوم اين کار را بايد بيان کرد؟ خيلى ساده است؛ به خاطر اينکه امروز در چشم بسيارى از نخبگان ما، بسيارى از کارگزاران ما، مدل پيشرفت صرفاً مدل‌هاى غربى است؛ توسعه و پيشرفت را بايد از روى مدل‌هايى که غربى‏ها براى ما درست کرده‌‏اند دنبال و تعقيب کنيم. امروز در چشم کارگزارانِ ما اين است و اين چيز خطرناکى است؛ چيز غلطى است؛ هم غلط است، خطاست، هم خطرناک است... آنچه که موجب مي‌شود ما الگوى غربى را براى پيشرفت جامعه‌‏ى خودمان ناکافى بدانيم در درجه‏ى اول اين است که نگاه جامعه‌‏ى غربى و فلسفه‏‌هاى غربى به انسان ‌‌ـ البته فلسفه‌‏هاى غربى مختلف‌‌اند، اما برآيند همه‌‏‌ي آن‌‌ها اين است‌ـ‌ با نگاه اسلام به انسان، به کلى متفاوت است؛ يک تفاوت بنيانى و ريشه‌‏اى دارد. لذا پيشرفت، که براى انسان و به وسيله‌‏ى انسان است، در منطق فلسفه‏‌ى غرب معناى ديگرى پيدا مي‌‌کند، تا در منطق اسلام؛ پيشرفت از نظر غرب پيشرفت مادى است... پيشرفت وقتى مادى شد، معنايش اين است که اخلاق و معنويت را مي‌‌شود در راه چنين پيشرفتى قربانى کرد. يک ملت به پيشرفت دست پيدا کند، ولى اخلاق و معنويت در او وجود نداشته باشد، اما از نظر اسلام پيشرفت اين نيست. البته پيشرفت مادى مطلوب است، اما به عنوان وسيله. هدف، رشد و تعالى انسان است.»(۲۴/۲/۸۶)

۳- معنويت و اخلاق مهمترين سرفصل شاخص هاي پيشرفت

بنابراين مهم‌ترين سرفصل شاخص‌هاي پيشرفت، که مقام معظم رهبري به حق بر آن‌ها تأکيد دارند، «معنويت» و «اخلاق» است. البته ايشان به علت جامعيت نگاهي که در رهبري نظام اسلامي دارند، در مقاطع مختلف به تناسب نيازهاي جامعه، شاخص‌هاي مختلف و زيادي را براي پيشرفت مطرح نموده‌اند، ولي همه‌ي آن‌ها با محوريت تأمين يک نياز اساسي بيان مي‌شود و آن دميدن «روح معنويت و دين» در تدوين الگوي پيشرفت است.

مقام معظم رهبري در مقاطع مختلف به تناسب نيازهاي جامعه، شاخص‌هاي مختلف و زيادي را براي پيشرفت مطرح نموده‌اند اما مهم‌ترين سرفصل شاخص‌هاي پيشرفت، که به حق بر آن‌ها تأکيد دارند، «معنويت» و «اخلاق» است.

لذا معظم‌له در تبيين ۴ عرصه‌ي تدوين الگوي اسلامي‌ـ ‌ايراني پيشرفت، بعد از تشريح عرصه‌هاي فکر، علم و زندگي، چهارمين عرصه را «معنويت» ذکر مي‌کنند و در خصوص ضرورت آن در الگوي «پيشرفت» مي‌فرمايند: «عرصه‌ي‌ چهارم که از همه‌ي‌ اين‌ها مهم‌تر است و روح همه‌‌ي اين‌هاست پيشرفت در عرصه‌ي‌ معنويت است. ما بايستى اين الگو را جورى تنظيم کنيم که نتيجه‌ي‌ آن اين باشد که جامعه‌ي‌ ايرانى ما به سمت معنويتِ بيشتر پيش برود. البته اين در جاى خود براى ما روشن است... اما بايد براى همه روشن شود که معنويت نه با علم، نه با سياست، نه با آزادى، نه با عرصه‌هاى ديگر، هيچ منافاتى ندارد؛ بلکه معنويت روح همه‌‌ي اين‌هاست»( ۱۰/۹/۸۹)

خوشبختانه من مى‌بينم در دانشگاه‌ها توليد علم و لزوم عبور از مرزهاى دانش به يك گفتمان عمومى تبديل شده. اين خيلى براى من خرسند كننده و نويدبخش است. بايد اجرائى كنيد. اين پيشنهادهائى كه اين عزيزان من در زمينه‌هاى دانش و تحقيق و پژوهش و ايجاد مراكز و نخبه‌پرورى و ارتباطات و غيره گفتند، همه در جهت همين مسئله‌ى توليد علم است. اين بسيار باارزش است. اين راه را بايد دنبال كرد.

۴- مهمترين نقاط افتراق پيشرفت و توسعه

۱- عدالت: پيشرفت همراه با عدالت است اما توسعه همواره منهاي عدالت بوده است در غرب به عدالت توجه نمي‌شود و حتي عدالت اجتماعي را مانع توسعه مي‌دانند.

۲- الگوي بومي يا غربي: در توسعه، منظور غربي‌ها از توسعه يافتگي مترادف با غربي شدن است،کشورتوسعه يافته کشوري است که کاملا در تمامي ابعاد و عرصه‌ها، فرهنگ و هنجارهاي غربي را پذيرفته و بکار بسته است. و از نگاه آنان کشور در حال توسعه به کشوري اطلاق مي‌شود که در حال پذيرش و تحقق و کاربست فرهنگ غرب است اما الگوي پيشرفت، خاستگاه بومي و اسلامي دارد، درآن استقلال همه‌جانبه محقق مي‌شود.

۳- نگاه به انسان: در اسلام هدف از پيشرفت رستگاري و رشد و تکامل و تعالي و آسايش انسان است و انسان را خليفه و جانشين خداوند مي‌داند و در قانونگذاري، برنامه‌ريزي و اجرا به نيازهاي اساسي انسان توجه دارد. اما در توسعه غربي انسان جايگزين خدا قلمداد مي‌شود و خواست انسان را معيار حق مي‌دانند، نسبت به انسان تنها نگاه مادي و ابزاري و دنيوي دارند و به اخلاق و معنويت توجه ندارند.

۵- الزامات تحقق الگوي اسلامي ـ ايراني پيشرفت

۱. توليد علم و لزوم تلاش براي عبور از مرزهاي دانش: « خوشبختانه من مى‌بينم در دانشگاه‌ها توليد علم و لزوم عبور از مرزهاى دانش به يك گفتمان عمومى تبديل شده. اين خيلى براى من خرسند كننده و نويدبخش است. بايد اجرائى كنيد. اين پيشنهادهائى كه اين عزيزان من در زمينه‌هاى دانش و تحقيق و پژوهش و ايجاد مراكز و نخبه‌پرورى و ارتباطات و غيره گفتند، همه در جهت همين مسئله‌ى توليد علم است. اين بسيار باارزش است. اين راه را بايد دنبال كرد.»( ۲۷/ ۲/ ۱۳۸۸)

۲. استفاده از راه هاي ميان بر براي شتاب بيشتر در مسير علم آموزي: « امروز سرعت پيشرفت ما خوب است؛ اما با توجه به عقب‌ماندگى‌هاى گذشته كه كشور ما دارد، هر چه سرعت‌مان بيشتر باشد باز هم زيادى نيست. ما بايد خيلى پيش برويم؛ از راههاى ميان‌بر استفاده كنيم؛ از شتابِ فراوان بهره ببريم؛ ما بايد در همه‌ى علوم توليد داشته باشيم.»، «البته منظورم فقط هم علوم طبيعى نيست؛ اهميت علوم انسانى كمتر از آن نيست: جامعه‌شناسى، روانشناسى، فلسفه. نظريه‌هاى جامعه‌شناسى غرب، مثل قرآن براى بعضى‌ها معتبر است؛ از قرآن هم معتبرتر! فلان جامعه‌شناس اين جورى گفته؛ اين ديگر برو برگرد ندارد! چرا؟! بنشينيد فكر كنيد؛ نظريه‌پردازى كنيد؛ از موجودى اين دانشها در دنيا استفاده كنيم؛ بر آن چيزى بيفزاييم و نقاط غلط آن را برملا كنيم. اين از جمله‌ى كارهائى است كه جزو الزامات حتمى پيشرفت است»( ۲۷/ ۲/ ۱۳۸۸)

۳- خط شکني علمي و عبور از مرزهاي علم: « ما يك نكته را بايد بگوييم: خط‌شكنى علمى و عبور از مرزهاى علم همچنان در كشور ما، جدى نشده است. ما ميخواهيم علما و دانشمندان ما، راههاى ميانبر را پيدا كنند؛ راههاى كشف نشده را از اين بينهايت مسيرهايى كه در عالم طبيعت وجود دارد و بشر بايد يكى پس از ديگرى كشف بكند. ما مي خواهيم راه هاى كشف نشده را كشف بكنيم. ااينکه مي توانيم فلان ابزارِ فناورى را، فرض كنيد سانتريفيوژرا براى كار هسته‏اى، كه ديگران قبل از ما، سال ها پيش، پيدا كردند و توليد كردند و استفاده و بهره‏بردارى كردند، خودمان بسازيم، البته كار بزرگى است كه بدون كمك ديگران توانسته‏ايم انجام بدهيم و نسل هاى جديد آن را توليد كنيم، در اين شكى نيست؛ اما اين يك كار بكر نيست... اما من مي گويم در زمينه‏ى علم و فناورى، آن كارى را كه ذهن بشر به آن دست نيافته است، آن را وجهه‏ى همت قرار بدهيد و دنبال بكنيد؛ اين طورى است كه ما خط مقدم علم را شكسته‏ايم و يك قدم به جلو برداشته‏ايم.(۱۳/۷/۱۳۸۵)

۴. لزوم توجه به رابطه سود و زيان در واردات و صادرات علم: «رابطه‌ى بين كشورها در زمينه‌ى علم بايد رابطه‌ى صادرات و واردات باشد؛ يعنى در آن تعادل و توازن وجود داشته باشد. همچنانى‌كه در باب مسائل اقتصادى و بازرگانى، اگر كشورى وارداتش بيشتر از صادراتش شد، ترازش منفى مي شود و احساس غبن مي كند، در زمينه‌ى علم هم بايد همين جور باشد. علم را وارد كنيد، عيبى ندارد؛ اما حداقل به همان اندازه كه وارد مي كنيد ـ يا بيشتر ـ صادر كنيد. بايد جريان دو طرفه باشد. والّا اگر شما دائماً ريزه‌خوار خوان علم ديگران باشيد، اين پيشرفت نيست. علم را بگيريد، طلب كنيد، از ديگران فرا بگيريد؛ اما شما هم توليد كنيد و به ديگران بدهيد. مواظب باشيد تراز بازرگانى شما در اين جا هم منفى نباشد. متأسفانه در اين يكى دو قرن شكوفائى علم در دنيا، تراز ما تراز منفى بوده».(۱۳/۷/۱۳۸۵)

۵. پرهيز از غرب محوري: « از بيراهه‌ها بايد ترسيد. گاهى اوقات يك چيزها و راه‌هائى را براى پيشرفت پيشنهاد مي كنند كه بيراهه است. يك نمونه‌اش را گفتم؛ مثل پيشرفت هاى دوره‌ى پهلوى كه حقيقتاً بعضى‌اش توقف و بعضى‌اش پسرفت و سقوط بود – كه حالا جاى تفاصيلش در اين جلسه نيست؛ چون وقت نيست ـ آن يك الگو بود كه واقعاً بيراهه بود؛ به ظواهر دلخوش كردن، غربى‌ها را معيار و ملاك قرار دادن و دنبال آنها حركت كردن كه نتيجه‌اش همين مي شود كه در آن پنجاه شصت سالِ شوم و سياه در دوران پهلوى مشاهده شد.»( ۷/۷/۱۳۸۷)

۶. پرهيز از يأس و نا اميدي و اطمينان و اعتماد به توانايي بومي: «يك نمونه‌ى ديگر از اين بيراهه‌ها، نمونه‌هائى است كه گاهى ممكن است در زمان ما هم پيدا بشود؛ بايد توجه داشت. در اين نمونه‌ى دوم، اسمى از ظواهر آورده نمي شود، هويت ايرانى و اسلامى هم مثل آنچه كه در آن شكل اول ديده ميشد، نفى نمي شود؛ ليكن يك حالت نوميدىِ از تحرك و پيشرفت در اين مسابقه در سياستگذاران و سررشته‌داران امور و سخنگويان جامعه مشاهده مي شود. يعنى نگاهى كه به غرب مي كنند، يك نگاه به يك نقطه‌ى والا و دست‌نيافتنى است، اسمش را هم مي گذارند واقع‌بينى! مي گويند آقا واقع قضيه چيست؛ امروز اينها از لحاظ علمى اينقدر جلويند، در زمينه‌هاى گوناگون اين همه پيشرفت كرده‌اند؛ اين همه نظريات مختلف در علوم انسانى، در زمينه‌هاى مسائل اجتماعى، مسائل سياسى؛ اين همه نظر، اين همه فكر، اين همه نظريه‌ى نو، ابتكارى ارائه داده‌اند؛ ما كِى مي توانيم به گرد اينها برسيم؟ يعنى يك چنين روحيه‌اى در آنها وجود دارد. بارها در طول اين سى سال، بنده خودم با افرادى از اين قبيل مواجه بودم كه چه با زبان صريح يا نيمه صريح يا با زبان حال، همين معنا را بيان ميكردند كه «آقا ما البته بايد پيشرفت كنيم، اما دنبال اينها بايد حركت كنيم! ما كه نم يتوانيم به گرد اينها برسيم، چه برسد به اينكه از اينها جلو بزنيم؛ چرا بيخود زحمت مي دهيد خودتان را؟». اين هم يك بيراهه است»( ۷/۷/۱۳۸۷)

از بيراهه‌ها بايد ترسيد. گاهى اوقات يك چيزها و راه‌هائى را براى پيشرفت پيشنهاد مي كنند كه بيراهه است. يك نمونه‌اش را گفتم؛ مثل پيشرفت هاى دوره‌ى پهلوى كه حقيقتاً بعضى‌اش توقف و بعضى‌اش پسرفت و سقوط بود – كه حالا جاى تفاصيلش در اين جلسه نيست؛ چون وقت نيست ـ آن يك الگو بود كه واقعاً بيراهه بود؛ به ظواهر دلخوش كردن، غربى‌ها را معيار و ملاك قرار دادن و دنبال آنها حركت كردن كه نتيجه‌اش همين مي شود كه در آن پنجاه شصت سالِ شوم و سياه در دوران پهلوى مشاهده شد.

۷. لزوم استقلال در تعيين راه كارهاي علمي با مجاهدت علمي جوانانه و پيگير و عدم اعتماد به نسخه هاي غربي و شرقي آن: «مسيرِ پيشرفت، مسير غربى نيست، مسير منسوخ و برافتاده‌ى اردوگاه شرقِ قديم هم نيست. بحرانهائى كه در غرب اتفاق افتاده است، همه پيش روى ماست، ميدانيم كه اين بحرانها گريبانگير هر كشورى خواهد شد كه از آن مسير حركت كند. پس ما بايستى مسيرِ مشخصِ ايرانى – اسلامى خودمان را در پيش بگيريم و اين را با سرعت حركت كنيم؛ با سرعت مناسب. راه حلى كه بر اساس اين مقدمات وجود دارد، اين راه حل را شما بايد پيدا كنيد. شما بايد به نتيجه برسيد، به اين استنتاج برسيد، اما آنچه كه من ميتوانم به عنوان راهنمائى و راهبرد كلى به شما عرض كنم، تلاش و مجاهدت جوانانه و پيگير است. شما كه در دانشگاهيد، فعاليت شما فعاليت دانشگاهى است؛ بايد درس بخوانيد، تحقيق كنيد، به فكر نظريه‌سازى باشيد. الگو گرفتن بى قيد و شرط از نظريه‌پردازهاى غربى و شيوه‌ى ترجمه‌گرائى را غلط و خطرناك بدانيد.» (۱۴/۲/۱۳۸۷)

ب) جهاد اقتصادي

جهاد اقتصادي يکي از مصاديق مهم حماسه اقتصادي مي باشد که تاثير آن در حفظ و پيشرفت کشور کم تر از ديگر جهاد ها نيست. اهل بيت عليهم السلام به اين مهم از همان آغاز توجه داشته و مواردي پيرامون اين مطلب بيان کرده اند. اهميت جهاد اقتصادي تا آنجا ست که در کلام اهل بيت عليهم السلام برتر از جهاد با دشمنان در ميدان هاي جنگ معرفي شده است و اين مهم ناشي از اهميت استقلال اقتصادي در زندگي فردي و اجتماعي مسلمانان در سطح خرد و استقلال اقتصادي جامعه در سطح کلان مي‌باشد.

اگر کشور اسلامي از سوي دشمن تهديد شود و کيان نظام اسلامي به خطر افتد، در اين صورت براساس آموزه هاي اسلام، جهاد واجب مي شود و بسته به اينکه تهديد در چه عرصه اي باشد نوع جهاد فرق مي کند. اگر تهديد دشمن نظامي باشد، جهاد نظامي و اگر فرهنگي باشد، جهاد فرهنگي و اگر اقتصادي باشد، جهاد اقتصادي واجب مي شود.

مقام معظم رهبري در بيان هاي متعددي تصريح کرده اند که: «سياست دشمن زمين زدن جمهوري اسلامي ايران از راه اقتصاد است؛ يعني حمله در عرصه اقتصاد است؛ از اين رو جهاد نيز در عرصه اقتصاد واجب است. برخي از بيان هاي معظم له در اين باره چنين است: «من امسال را سال جهاد اقتصادى اعلام کرده‌ام. اين معنايش اين است که ملت ايران در اين برهه از زمان، جهادش به طور عمده در عرصه اقتصاد است». (۸/۱/۹۰)

در ادامه همين بيانات مي فرمايد: «هدف دشمن، زمين زدن جمهورى اسلامى است؛ يعنى زمين زدن ايران اسلامى؛ يعنى زمين زدن ملتى که با حضور خود، با پشتيبانى خود، با حمايت خود، اين نظام را تا امروز پيش برده و رشد داده و رونق داده؛ بنابراين بايد در مقابلش مجهز بود. جبهه مقابل را بايد شناخت، ابزار و سلاح او را بايد شناخت و ضد آن سلاح را بايد آماده کرد؛ اين جهاد اقتصادى مي‌خواهد» (۲۶/۵/۹۰)

۱- ويژگي‌هاي پنج گانة جهاد اقتصادي

۱) در برابر دشمني است که با حمله اقتصادي خود کيان اسلام را به خطر انداخته است.

۲) انگيزه حفظ و اعتلاي نظام اسلامي و براي تقرب به خداوند متعال است

۳) مستمر و خستگي ناپذير است.

۴) با فهم و بصيرت و هوشمندانه است.

۵) با همه وجود و توان مالي و جاني است.

۲- دو اثر مهم جهاد اقتصادي

يك نمونه‌ى ديگر از اين بيراهه‌ها، نمونه‌هائى است كه گاهى ممكن است در زمان ما هم پيدا بشود؛ بايد توجه داشت. در اين نمونه‌ى دوم، اسمى از ظواهر آورده نمي شود، هويت ايرانى و اسلامى هم مثل آنچه كه در آن شكل اول ديده ميشد، نفى نمي شود؛ ليكن يك حالت نوميدىِ از تحرك و پيشرفت در اين مسابقه در سياستگذاران و سررشته‌داران امور و سخنگويان جامعه مشاهده مي شود. يعنى نگاهى كه به غرب مي كنند، يك نگاه به يك نقطه‌ى والا و دست‌نيافتنى است، اسمش را هم مي گذارند واقع‌بينى!

از ديدگاه رهبري اگر مردم و دولت جهادگونه براي دفاع از اسلام وارد عرصه رفتارها و فعاليت هاي اقتصادي شوند، دو اثر مهم دارد:

۱. ايجاد يک جهش بزرگ: رفتارهاي ايثارگرانه دولت و مردم در عرصه توليد، توزيع و مصرف باعث کارکرد نظام اقتصادي با کمترين هزينه و بيشترين نتيجه مي شود و کارکرد نظام را به سمت هدف هاي آن تسريع و تسهيل مي کند؛ زيرا همه با تمام وجود و توان مالي خود و بدون توقع وارد فعاليت هاي اقتصادي شده و تخلف و فساد اقتصادي به حداقل ممکن مي رسد. از اين رو حرکت جهادگونه در ميدان اقتصاد باعث پيشرفت جهش گونه کشور خواهد شدمقام معظم رهبري در اينباره مي فرمايد:« بخش هاى اقتصادى کشور در همه قسمت هاى دولتى و غيردولتى اگر به توفيق الهى پايبند به اين مجاهدت باشند، يک جهش به وجود خواهد آمد و همه مردم در اين موفقيت سهيم اند» (۷/۲/۹۰)

۲. عنايت و امداد غيبي خداوند متعال: امدادهاي غيبي خداوند در اثر اين رفتار افزايش يافته و بن بست ها و مشکلات يکي پس از ديگري برطرف مي شود و خداوند متعال با هدايت و نصرت خود حرکت نظام را به سمت هدف هاي تسريع و تسهيل مي کند: « وقتى انسان براى اعلاى کلمه حق، اعلاى کلمه اسلام، عزت بخشيدن به امت اسلامى و ملت مؤمن و مسلمان ايران تلاش مي کند، اين جهاد مي شود جهادفي سبيل الله. آن وقت در اين کوشش، برکات و عظمت و شأن جهاد فى سبيل الله وجود دارد» (۸/۱/۹۰)

بنابراين نتيجه آنکه اگر جهاد اقتصادي در عرصه توليد، توزيع و مصرف روح حاکم بر رفتارهاي دولت و مردم باشد، در اين صورت از دو راه پيش گفته حرکت نظام به سمت هدف‌هاي آن و از همه مهمتر هدف امنيت و استقلال اقتصادي تسريع و تسهيل شده و تهديد تبديل به فرصت مي‌شود.

به اين ترتيب مي‌توان دريافت که وجوب جهاد اقتصادي و حاکميت فرهنگ جهاد بر رفتارهاي مسئولين و مردم عاملي است که باعث مي‌شود سياست‌هاي کلي استقلال اقتصادي با بصيرت و کوششي خستگي‌ناپذير و با ايثار جان و مال در راه خداوند متعال از سوي مسئولان نظام و مردم پي گيري شود و راه را براي امدادهاي غيبي خداوند باز کند و سرانجام تهديد دشمن را به فرصت تبديل کرده، حماسه اقتصادي متعال بيافريند. مقام معظم رهبري درباره جهاد اقتصادي با حماسه اقتصادي مي فرمايد: «ما عرض کرديم حماسه سياسى و حماسه اقتصادى. حماسه اقتصادى فقط دست دولت نيست؛ البته برنامه‌ريزى‌هاى دولت مؤثر است. حماسه يعنى واقعه جهادگونه و پرشور؛ اين را بايد ملت ايران و مسئولان کشور مورد نظر قرار دهند؛ ضعفها را، خلأها را پر کنند؛ اول بشناسند» (۷/۲/۹۰)

لازم به تأکيد است که عنصر اصلي و ممتاز اقتصاد مقاومتي جهاد اقتصادي است؛ به گونه اي که اگر اين عنصر تحقّق نيابد ديگر سياست ها به صورت مطلوب تحقّق نيافته يا نتيجه بخش نخواهد شد. اين عنصر است که اقتصاد مقاومتي را از اقتصادهايي که در برابر تهديدهاي دشمن به گرفتن تدبيرهاي عقلايي مي‌پردازد، ممتاز مي‌کند. متأسفانه با تأکيدهاي مکرر مقام معظم رهبري در اين باره مسئولين و کارشناسان نظام به اين مطلب کم‌توجهي کرده و به بعدهاي ديگر بيانات ايشان که با دانش علم اقتصاد قابل درك است، پرداخته‌اند.

منبع: سایت بصیرت

مقالات

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.